حس ميكنم عين قبل نيست كه وقتي بهت فكر ميكنم حس دلتنگي و دوست داشتن دياد بهم بگه چرا انقدر دوسش داري...
حس ميكنم در اين جور مواقع فقط به اين فكر ميكنم كه چقدر ناراحتم ازت و چقدر ديگه ازت بدم مياذ...
بين اين حس ها گير كردم ...نميدونم كدوم و بايد انتخاب كنم اما ميدونم هر كدومش براي تو اهميتي نداره...
تو كسي كه هميشه ميگي همين كه هست ميخواي بخواه و نميخواي خداحافظ...در حالي كه اين ٢ نفر هستن كه بايد خواستن و بخوان...
تو انقدر سرت شلوغ تست كه كسي به نام من نباشه...
اما حس ميكنم عوضم كردي رفيق جان..شذم يك ادمي كه به هيچكس ديگه اعتماد نميكنم و سعي ميكنم براي هيچكس بيشتر از خودم نزارمچون ادماي اين دنيا اصلا ارزش چيزيو نميفهمن...ناراحتم از اين اتفاق اما همينه و كاش يك چيز ديگه بود..
شاد باش هميشه حتي اگر من نباشم توي اين دنيا
برچسب:
نویسنده: مهران باقریان